پارسی رمان
پارسی رمان یک بستر بدون محدودیت برای شما خوانندگان عزیز محترم امیدوارم از همراهی ما لذت ببرید…

رمان زنجیر درد کامل

  • 29 دسامبر 2020
  • 20:27

تومان24,730

رمان زنجیر درد کامل

خودم رو مست تر از اونی که بودم نشون دادم،

بی تعادل ، تلو تلو خوردم .

پوفی کشید و منو به خودش تکیه داد

دانلود رمان زنجیر درد

پناه- تو که ظرفیت نداری بیجا میکنی میخوری😠

– همه که شما نیستن خانووووووووووووووم🥴

زنجیر درد فایل کامل

 




توضیحات

رمان زنجیر درد کامل

زنجیر درد فایل کامل

 

دانلود رمان زنجیر درد

خلاصه رمان زنجیر درد کامل :

⚠️و به نام اغازگر درد ، به نام من ،

فاش کننده ، کشنده ، عذاب دهنده .
و من نابود میشوم تا نابود نشوی

، میکشم تا نمیری و در سکوت

دوستت خواهم داشت چون من و

ذات من پیوند خورده با درد است . ♟

من از سربازی سفید تبدیل به

ملکه شدم . من سیاهم یا سفید ؟

رمان زنجیر درد کامل

چند پارت از رمان زنجیر درد کامل:

اویتا

تقریبا دور دهم بود .انقدر عرق کرده بودم

که لباسام کامل بهم چسپیده بودن.
امیر – بس کن خودتو کشتی
کنارم میدوید من تند اما اون اروم ،

قدم های من کجا قدم های اون کجا .
امیر- دما بالای ۳۸ درجه ست بسه
بهش محل نذاشتم که بازوم رو گرفت ،

حس کردم دستم کش امد. خواستم

دستم رو از دستش بکشم بیرون که

محکم تر گرفت . بین نفس

نفس زدنام غریدم – ولم کن
خم شدم و دستم رو گذاشتم رو زانوهام

. حتی نیاز نبود چشمام رو ببندم

صورت اون موجود کثیف رو با چشمای باز هم میدیدم

. حتی تو اوج هوشیاری هم صدای

خنده ی کریه ش رو میشنیدم و موهای

تنم از ترس و نفرت سیخ میشد .

رمان زنجیر درد کامل

بطری اب جلوم گرفته شد .

از دست امیر قاپیدمش و اب یخ رو

روی سرم ریختم تا یکم مغزم اروم بگیره

اما انگار بیشتر گر میگرفتم هر لحظه

علاوه برسایه امیر سایه یه نفر دیگه

زنجیر درد فایل کامل

رو هم دیدم . جالبه ، حتی از روی

سایه هم تشخیصشون میدم

نیک – میدونی دیگه ظرفیت

تلفات نداریم مگه نه ؟

نفسم جا امده بود –

رمان زنجیر درد کامل

امیر- پس خودت رو به کشتن نده

– نمیدم

نیک- اینطور به نظر نمیرسه تو

دمای بالای ۳۵ درجه ۱۰ دور

دور زمین فوتبال دویدی اگه خودکشی

نیست پس چیه
بهش چشم غره رفتم-

سر هر چیزی باید بهت جواب پس بدم
یه لبخند دندون نما زد –

معلومه که نه فقط چندتاش😁
بطری خالی رو پرت کردم

سمتش که تو هوا گرفت

– میرم استراحت کنم کسی نیاد

امیر- بله رییس

راه افتادم سمت ماشین

دستگیره در رو گرفتم

امیر-میرسونمت

شاید فقط من بودم که میدونستم

حالش خوب نیست مثل

من اما اخ نمیگه.

سوار شد روی

صندلی شاگرد نشستم – نیک ؟

امیر – ماشین هست خودش میاد

کولر رو روشن کردم رو بیشترین درجه

رمان زنجیر درد کامل

. ساکت بودم اما به شدت ناآروم

، فکر تو سرم میچرخید انقدر

زیاد که نفسم رو میگرفت

امیر – حلش میکنیم ،

همه مون با هم ، خب ؟ – خودم
امیر – باهم ، خواهش میکنم

اویتا. گیرش میندازیم

یکم صبر کن فقط

ساکت شدم

، همیشه بهترین راه بود شاید اینجوری بقیه

نفهمن چی تو سرم میگذره
نهان
بیت اهنگ ، رقص نور

زنجیر درد فایل کامل

، لولیدنشون توی هم

و حرکات حیوون مانندشون

هر لحظه بیشتر حالم رو به هم میزد

. محیط خفه ی این مهمونی کوفتی

باعث میشد حس خفه گی کنم .

معلوم نبود کدوم گوریه

، نبودنش چیز عجیبی نبود .
ذاکر – یکم دیگه این رفتار ملکه مانندت

رو ادامه بدی مخ ادیب رو میزنی😏
قصدم همین بود یه لبخند اروم زدم

-ادیب ؟

رمان زنجیر درد کامل

ذاکر- اره حسابی جذبت شده
خنده ای کرد و ادامه داد- میگه بعد

از سال ها باعث شدی یادش بیوفته که مرده

یکم دیگه از ابجوم خوردم ،

پا روی پا انداختم تا ظرافتم بیشتر به

چشم بیاد عشوه ی بیشتری

قاطی صدام کردم

– اون چشمم رو نمیگیره

بدجور میخ پاهام شده بود آب دهنش رو قورت داد

– گمونم بدجور عصبانی بشه

وقتی این حرفت رو بشنوه

-من قراره یه ملکه باشم نه

همخواب کسی اینو به ادیب هم بگو

بلند شد- پیامت رو میرسونم

عواقبش با خودت

رفت ، پوزخندی زدم

منم منتظر همینم
حامی

رمان زنجیر درد کامل

یه شات دیگه زدم

– یکی دیگه

پناه –

یه ککتل هم برای من –

هلن چطوره ؟
پناه- به هوش امده ،

زنجیر درد فایل کامل

یه چند ساعتی میشه
– خوبه
پناه- مست کنی کشتمت

تک خنده ای کردم

-من همین حالا هم مست مستم

سرش رو اورد جلو و با دقت بررسی م کرد

پناه- نه اونقدرا

شات جفتمون رو داد بالا – هی 🤨

پناه- بلند شو تا بلندت نکردم

رمان زنجیر درد کامل

بلند شدم ،

خودم رو مست تر از اونی که بودم نشون دادم،

بی تعادل ، تلو تلو خوردم .

پوفی کشید و منو به خودش تکیه داد

زنجیر درد فایل کامل

پناه- تو که ظرفیت نداری بیجا میکنی میخوری😠

– همه که شما نیستن خانووووووووووووووم🥴

خانوم رو عمدا کشیده گفتم ،

تا ماشین منو تقریبا کشید

، شوتم کرد صندلی شاگرد و خودش

پشت رل نشست . این دختر …

پوزخندی زدم
پناه- چه مرگته ؟ 😠

-تو چرا اتقدر زشت و تباهی ؟😁

پناه -زنجیر درد فایل کامل

میذارم پای مستی ت

– بگو جوابی ندارم
انگشت ف.ا.ک.ش رو نشونم داد زدم زیر خنده

پناه – قانع شدی با جوابم – کوچیکه جوابت

ماشین رو یه دفعه شتاب داد – وای وای ترسیدم
پناه- خفه شو

انقدر عصبی اینو غرید که تعجب کردم ،

رمان زنجیر درد کامل

برگشتم سمتش عصبانی بود

دانلود رمان زنجیر درد

😳.تا خواستم بپرسم چته زد رو ترمز که پرت شدم جلو ،

سریع پیاده شد . کی اوردمون تو کوچه بن بست

. سریع پیاده شدم .

بدن های آش و لاش رو به روم زبونم رو بند اورد

زنجیر درد فایل کامل

. دستاش خونی بود و موهاش

توی صورتش ریخته بود .سریع کشیدمش

و سوارش کردم این سری

خودم نشستم پشت رل .
پناه-تو مستی

رمان زنجیر درد کامل

-به لطف تو همه ش پرید
جعبه ی دستمال رو انداختم تو بغلش

-دستات رو پاک کن
یکی محکم خوابوند توی صورتم

از تعجب چشمام گرد شد
پناه-

صد بار گفتم میخوای جایی بری حواست

رو جمع کن. دنبال تو بودن احمق 😤
دست بردم و موهاش رو کشیدم

– هر چی اون دستای کثیفت رو چرا به من میزنی 🤬
جیغ زد – موهام رو ول کن احمق کودن

آرکا- احمق کودن رو خوب امدی

جفتمون با ترس برگشتیم عقب

😰. لم داده بود رو صندلی و بستنی میخورد ☺️
آرکا – جلوت رو هم نگاه کنی عالی میشه
سریع برگشتم و رو به روم رو نگاه کردم
پناه- تو از کجا پیدات شد ؟ آرکا- اسمو

ن خدا
– اسمون دیگه ؟ آرکا

– اره جایی که فرشته ها ازش میان –

رمان زنجیر درد کامل

 

اها اونوقت میشه بگی چطوری سوار شدی
ارکا- وقتی

تو باشی که از قضا الکل هم زدی

و این مرغ جنگی که

گرفتار کشت و کشتاره

، اونقدرا هم سخت نیست
پناه- هر هر ،خرس تنبل
ارکا- اره دیگه حقیقت تلخه

،

حالا هم راه بیوفتین وگ

زنجیر درد فایل کامل

اویتا میده پاره مون کنن
نیک -از این جلسه های رسمی بیزارم

😫 کراواتمو باز کردم هوفففففففففف

خدایا تنفس، همون موقع امیر امد بیرون

-جوووووووون بابا دخترکش
امیر- دارم خفه میشم 😩
اویتا-باید مرتب باشین
شبیه یه فرشته شده بود اما با جذبه –

کی به تو گفته انقدر خوشگل کنی
اویتا – همونی که به تو گفته کراوات بزنی
سریع به امیر که سه تا دکمه ی بالای

پیرهنش دو باز گذاشته بود اشاره کردم –

یکی از دکمه هاش رو ببنده منم میبندم
اویتا خودش رفت سمت

امیر و دکمه رو بست که امیر شروع کرد

رمان زنجیر درد کامل

غرولند کردن بعدش امدش سمت

من و مشغول بستن کراواتم شد
اویتا- خوشت میاد دخترا

زل بزنن به عضله هات ؟
امیر- اره چرا که نه😏 پزخند شیطونی

زد .یقه م رو مرتب کرد و رفت روبه رو

ش ایستاد و با یه لبخند اروم دستش

رو از روی خط ریش تا عضلات

سینه ی امیر اورد یه دفعه

دو طرف لباس رو گرفت و جرش داد
اویتا – پس اینجوری

زنجیر درد فایل کامل

بیا بعد راهش رو گرفت رفت

. دهنم باز مونده بود ،

امیر زد زیر خنده – کوفت، ببند فکر کردم

رمان زنجیر درد کامل

باید چشمامو ببندم 😳
امیر – 😂😂😂😂😂
-دختره روا… با دوباره امدنش

سکته ای ساکت شدم اویتا

– بیشتر ۵ دقیقه منتظر نمیمونم
امیر
کنارش راه میرفتیم کسی

جرات نمیکرد سر راهش باشه اما

از طرفی نمیتونستن نگاه نکنن.

دیدن اویتا براشون

یه لذت کابوس گونه بود .

اون زیبای ترسناک بود.

رمان زنجیر درد کامل

نیک- معمولا اینجا رو خلوت نمیکردن؟
اویتا- میخوان بی اهمیت بودن منو

بهم بفهمونن ، حساس نشین
پوزخندی زدم – بخوان هم نمیتونن
رسیدیم به اتاق کنفرانس بی اهمیت

به منشی رفت سمت در اتاق

. منشی بدو بدو امد دنبالمون
منشی- جلسه دارن شما نمیتونین برین داخل

از بس سریع دنبالمون امده بود

نفسش گرفته بود
نیک- هی ریلکس خوشگله😄
منشی – اما… نیک- از قبل هماهنگ شده😉
چشمکی به منشی زد که بدبخت موند ،

خنده م رو قورت دادم ، یه دیقه وایس

ا اویتا کوش ؟ با شنیدن

رمان زنجیر درد کامل

صدای شکستن شیشه برق گرفته خودمو رسوندم داخل .
این چه وضعیه ؟ بادیگاردا مث ت

په رو هم افتاده بودن و اویتا روشون نشسته بود

.😯 هر ۵ تا عضو انجمن

زنجیر درد فایل کامل

گوشه اتاق کز کرده بودن
نیک- جلوش رو نگیریم ؟
به تپه ی انسانی رو بهروم اشاره کردم

– اونوقت ما هم به اونا اضافه میشیم
اویتا- من ادم بازی کردن نیستم پا روی پا انداخت

– ادم جنگم ، میدونین تو جنگ چیکار میکنن ؟
تکه شیشه ای رو توی دستش تکون داد

و فرو کرد تو پای یکی از بادیگاردا ،

ریلکس بلند شد

رمان زنجیر درد کامل

اویتا- خون میریزن مارچ خرفت صداش درامد

– من خون تو رو میریزم دختره ه.ر.ز.ه
– به نفعته حساب شده تر حرف

بزنی پیرمرد
مارچ – حواست باشه داری باکی

حرف میزنی وگرنه بد تاوان پس میدی

رمان زنجیر درد کامل

  • اشتراک گذاری
  • برچسب ها:
https://parseroman.ir/?p=21880
لینک کوتاه مطلب:
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
پارسی رمان
سایت پارسی رمان یک مرجع معتبر برای خرید بهترین رمان های ایرانو جهان لطفا با ما همراه باشید به زودی اپ بزرگ ما هم فعال خواهد شد که امکانات بی نظیری برای شما خواد داشت ... منتظر باشید ...
آخرین نظرات
  • abbas alimirzaiyممنونم عزیز بابت نظر حتما به نویسنده انتقال میدم نظرتون رو...
  • سارارمان اصلا جنبه ادبی و متن درستی نداره اصلا راضی کننده نبود،واقعا متاسفم شدم از ق...
  • abbas alimirzaiyسلام به پشتیبانی آنلاین پیام بدید راهنمایی کنند موفق باشید...
  • abbas alimirzaiyسلام ممنونم از لطف شما حتما نظرتون به نویسنده انتقال میدم...
  • abbas alimirzaiyسلام عزیز حتما به نویسده میگم که اصلاح کنه ممنون از نظرتون...
  • فسلام خیلی عالی بود ولیی آخرشا یکم با عجله وشته...
  • Mehdi.Aسلام این رمان فوق العاده ست ممنون از نویسنده محترم من که لذت بردم شما هم حتما هم...
  • یه کنجکاوسلام ، هیچ راه ارتباطی با نویسنده نیست؟ خواهش می کنم اگر پیجی ، آیدی چیزی هست به...
  • abbas alimirzaiyسلام عزیز پشتیبانی آنلاین سایت پیام بدید تا مشگلتونو حل کنن...
  • abbas alimirzaiyسلام عزیز به پشتیبانی آنلاین پیام بدید راهنمایی میکنن شمارو...
×

سلام پیام خود را برای من بنویسند معمولا زیر 30 دقیقه پاسخ خواهم داد

× پشتیبانی آنلاین
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " پارسی رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.